تافتهی جدابافته
نجّار | يكشنبه, ۳ بهمن ۱۳۹۵، ۰۳:۵۷ ق.ظ
نوع بازی رمسی رو دوست داشتم و ماجرا مربوط به قبل از این خرافهی عجیب درموردش بود."رمسی گل بزنه یه آدم معروف میمیره".شنبه بود فک کنم که بعد از مصدومیت طولانیش بازی کرد و طبیعتاً از دیدن دوبارش خوش حال بودم و وقتی گل زد خندیدم و گفتم که فردا یکی میمیره و میندازن گردن این.گل زدن رمسیو فراموش کردم و گذشت.
از سلف اومدم و قبلش داشتم درس می خوندم و یادم رفت یه لحظه و همینطوری گوشیو که برداشتم،دیتا رو روشن کردم و تا یادم اومد که داشتم درس می خوندم و باید ادامه بدم خاموش کردم دیتا رو؛ولی خب تلگرام هفت یا شیش پیام از اصلاحات نیوز گرفته بود و نوتیف کرد تویه چشمم.یه دایره مشکی و "انا لله و انا...".همینقدر از پیام مشخص بود.احساس کردم که یه آدم با نسبت خیلی زیاد مهم فوت شده.یه آدم واقعا مهم.خودم می دونم چرا همچین احساسی سراغم اومد ولی نمیتونم و حوصلم نمیشه بیانش کنم.باز کردم پیامو و فهمیدم قضیه چیه.شوکه شدم.لپ تاپـو روشن کردم و چند تا خبرگزاری معتبر رو چک.هنوز کاملا رسمی نشده بود قضیه.ولی باز یه حسی می گفت که درسته این تاییدنشده ها.شوکه شده بودم.سعی کردم خیلی عادی خبرو به سامان که اتاق بغیله بگم.طوری که انگار آن چنان برام مهم نیست،ولی بود.
برای خیلیا از طیف اصلاحات خاتمی خیلی گندس.برای من ولی هاشمی گنده ترین بود.هاشمی برای من گنده ترین سیاستمدار تاریخ معاصر ایران بود.و مشخصاً محبوب تر از بقیه.الان و اینجا بحث سیاسی نمی کنم،دارم یاد می کنم از یکی از شخصیتای محبوبم.تفسیر سیاسی نمی کنم که چطور بود،عملکردش.کاری ندارم خوب بود با نه.که طبعا برای من جنبه های مثبت بزرگی داشت.مطمئن نیستم که جانبِ مردمگرفتنش از چه موضعی بوده.ضعف کنونیِ نفوذِ کلامش تویه بدنه نظام و دوری از قدرت یا حقیقتا دغدغه ی مهمترین چیز الانو داشتن،منظورم درک مردم و کنارشون بودنه.یا مثلا اقبال مردم به واسطه بیرون بودن ایشون از هسته ی نظام بود یا چی؛که گفتم که محل بحث نیست.ولی نگاه من عمدتا برمیگرده به سبقهی فعالیتاش از آغاز نهضت اسلامی و انقلابی آقای خمینی.اون همه مسئولیت بعد از تغییر نظام سلطنتی تا به امروز.تویه حساس ترین شرایط های ممکن که حتی بخشیش می تونه کافی باشه برای ارزشمند دونستش برای این نظام و حتی،حتی در مورد دهه ی اخیر هم.اینکه نگاهش رو می گفت و لو اینکه مخالف با دیدگاه کلی نظام بوده و به خاطرش نیش و کنایه شنیده و حرف بالاپایین،ولی با این وجود،باز از قابِ نمایشی یا غیر نمایشی حضورش مثلا در کنار سایر ارکان نظام خارج نمیشد.منظورم اینه تویه مراسمایی که سایر سران نظام بودن همیشه بود و بیرون نمی رقت و به طور کلی جدا نمی شد.خلاصه که خاتمی صرفاً برای من نماد آرمان خواهی و آزادی خواهی ه.اونم یه نماد به غایت الکن و لکنت دار.اما هاشمی جامع بود و با نسبت بالایی محبوب.
رسم من اینجا این نبوده که درمورد چیزی غیر از خودم و زندگیم بنویسم ولی این واقعه بخشی از زندگی من شد و غمگین شدم بابتش و مجابم کرد بنویسم درمورد ایشون.خدا بیامرزه،اکبر آقای هاشمیِ رفسنجانی بزرگو.

×عکس صحبت می کنه.انگار که تاریخ می گه."تافتهی جدابافته"
- ۹۵/۱۱/۰۳